4 تصوير دوگانه در مرحله دوم از دیدگاه هادي خانيكي
Emrooz
دكتر هادي خانيكي اظهار داشت: هر حركتي كه به نزديك كردن انديشه سياسي، اقدام مشترك و ائتلاف در اصلاحات بينجامد، هم مثبت و هم ممكن است و تعيين محوريت اين حركت، با نزديكساختن رويكردهاي اين جريان و مشاركت بخشهاي موثر آن، ميتواند انجام گيرد.
مشاور رييسجمهور و عضو شوراي مركزي جبههي مشاركت ايران اسلامي، در گفتوگو با (ايسنا)، با تاكيد بر اينكه نبايد تحليل عجولانهاي نسبت به انتخابات نهم رياست جمهوري داشت، گفت: انتخابات در همهي كشورهاي جهان سوم از جمله ايران، پديدهاي چندبعدي و چندسببي است و عوامل بسياري در آن دخيل هستند.
وي با تاكيد بر پرهيز از تحليلهاي شتابزده و سادهكردن مساله به پديدهاي يكوجهي در حد پيروزي سياسي يك جناح در مقابل جناح ديگر، تصريح كرد: عوامل مشهود در انتخابات از جمله راي به كانديداها در مرحله دوم به خوبي نشان ميدهد كه طيف و رنگينكماني از آراي متفاوت در برابر هر دو كانديدا وجود دارد؛ به عبارتي ديگر ميتوان بخش مهمي از «آري» به هر كانديدا را متاثر از «نه» رايدهندگان به كانديداي ديگر دانست.
خانيكي ادامه داد: اين انتخابات اولين انتخاباتي است كه در ايران به مرحلهي دوم كشيده و ظرف مدت كوتاه يك هفته در غياب يا ضعف تحزب در كشور، با تجربهي نوين و مقدماتي ائتلاف و هماهنگي بين گروههاي سياسي مواجه شد؛ از اين رو همگرايي و همخواني تحليلي بين دو مرحلهي انتخابات كار آساني نيست. زيرا در مرحلهي اول مردم با معيارها و ملاكهاي متفاوت و متكثري راي دادند و اين تنوع، قدرت انتخاب بيشتري به جامعه داد. در مرحلهي دوم رقابت بين دو كانديدا بود و جامعه در موقعيت دو قطبي قرار گرفت، در نتيجه مردمي كه به هر يك از دو كانديدا راي دادند، مجموعهاي از موافقان و حتي مخالفان او را در بر ميگرفتند كه به دلايلي ديگر از جمله نفي رقيب به او راي ميدادند. ديگر نميتوان گفت كه آراي هر كانديدا بر اساس برنامههاي آنها و يا تعلق خاطر حزبي رايدهندگان به كانديداي مذكور بوده است، بلكه آراي هر كدام در واقع رايندادن به كانديداي ديگر هم بوده است.
اين مدرس دانشگاه، معتقد است كه اگر به روند انتخابات برگرديم و نتايج آن را متاثر از تصورها، ايماژها و تصويرهاي شكل گرفته در افكار عمومي بررسي كنيم، به ارزيابيهاي متفاوتي در قياس با تحليلهاي آني و عاجل ميرسيم.
وي گفت: به نظر من در مرحلهي دوم انتخابات را حداقل متاثر از چهار تصوير دوگانه در ذهنيت عمومي ميتوان ديد كه واكاوي اين پديده بسيار مهم است؛ تصوير اول مبتني بر رويكرد دوگانهي اقتصادي است كه انتخابات را در منازعهي بين فقر و غنا قرار ميداد. دوم تصويري است كه موقعيت انتخاب را در دوگانهاي از اشرافيت و سادگي قرار ميداد. تصوير سوم بر اساس دوگانهي حكومت و ملت شكل گرفته و تصوير چهارم ميان روحاني و غير روحاني قابل تجسم است.
اين عضو شوراي مركزي جبههي مشاركت ايران اسلامي، ادامه داد: شكلگيري اين موقعيتهاي انتخاب به اين معنا نبود و نيست كه هر كدام از دو كانديدا در عالم واقع، اين تصويرها را نمايندگي ميكردند، حتي ميتوان گفت اين تصويرهاي ساختهشده به دلايل مختلف تصويرهايي مخدوش و وارونه است. به ويژه كه ما در دوراني به سر ميبريم كه نياز به سنجش هر كدام از اين تصويرها و ادعاها با معيارهاي عملي و غير عوامانه وجود دارد.
خانيكي گفت: به اين موارد ويژگيهاي جامعهشناسانه و روانشناسانه جامعهي ما را هم بايد افزود. بسياري از نظريهپردازان و محققان معتقدند جامعهي ايران به شدت «تحولگرا»ست، يعني برخلاف آنچه تصور ميشود كه سنتي و در پي «ثبات» است، ميل به تغيير دارد و در گذرگاههاي حساسي مثل انتخابات تمايل به تحول ممكن است در پي مصاديقي باشد كه الزاما با مصداقهاي واقعي تغيير نخواند. علاوه بر آن ميل به نقد «قدرت» كه در جهتگيري هاي عمومي به ويژه بخشهاي حاشيه قدرت در جامعه وجود دارد، در موقعيتهاي پيچيده يا تحت تاثير تبليغات سياسي يا اختلالهاي ارتباطي مصداقهاي غيرواقعي پيدا ميكند.
مشاور رييسجمهور، تاكيد كرد: تحليل انتخابات را به يك مسالهي محدود سياسي آن هم رقابت بين گروهها، فرو نكاهيم، بلكه انتخابات يك پديدهي متاثر از تحولات فراوان و درهم پيچيدهي سياسي، اجتماعي و فرهنگي است كه نيارمند توصيف و تحليل علمي و همهجانبه و زمانبر است.
اين عضو شوراي مركزي جبههي مشاركت ايران اسلامي، در پاسخ به سوالي دربارهي لزوم آسيبشناسي حركتهاي اصلاحطلبي و نيروهاي اصلاحطلب، تصريح كرد: هر حركت سياسي و جنبشي به ميزاني كه پيش ميرود و مانعي را از سر راه برميدارد، با گرهها و موانع جديدتر و پيچيدهتر روبرو ميشود، اين طبع تحول و حركت است.
وي با تاكيد بر طيف و رنگين كماني بودن تركيب آرا در دور دوم انتخابات و ظرفيت كار حزبي و آرايي كه به احزاب در انتخابات داده ميشود، گفت: وقتي صرفا به تحليل انتخابات از منظر اجتماعي مينشينيم، عنصر سياسي را ناديده ميگيريم، چنانچه اگر فقط «سياسي» ببينيم زمينههاي اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي آن را ممكن است نبينيم.
خانيكي ابراز عقيده كرد: فراموش نكنيم كه اين انتخابات مقدمات و تمهيداتي داشت كه به دليل دخالت يك تشكيلات و اعمال نظر جهتدار شبكههاي نظارتي مورد اعتراض و انتقاد جدي همهي كانديداهايي قرار گرفت كه در جبههي اصلاحات جاي ميگيرند. ما شاهد اعتراض دكتر معين، آقاي كروبي و آقاي هاشمي به اين نوع دخالت موثر در نتيجه انتخابات بوديم، يعني اينكه اين مساله عاملي نيست كه در روند انتخابات در تركيب نهايي آرا، كم تاثيرگذار باشد.
خانيكي تصريح كرد: اصلاحطلبان در اين انتخابات به يك رقابت نابرابر سياسي وارد شدند و طبيعي است كه اين رقابت حتما نتيجهي نابرابر داشته باشد. اگر در يك رقابت برابر و روشن با حضور احزاب نام و نشاندار و قواعد متعارف وارد ميشديم، ميپذيرفتيم كه نتيجه خدشهناپذير است. اما بپذيريم كه اساسا ويژگي حركتهاي سياسي و ... سازمانيافته و متشكل و در عين حال در قالب غيررسمي با استفاده از زمينهها و امكانات رسمي اين است كه از جامعه، سازمانزدايي ميكند و تشكيلات ديگر نميتوانند موقعيت برابري را براي رقابت داشته باشند.
اين عضو شوراي مركزي جبههي مشاركت ايران اسلامي، با تاكيد بر ضرورت نقد گذشتهي اصلاحطلبان عملكردها و برنامههاي آنها اين موضوع را نه تنها نياز اين دورهي انتخابات، بلكه مسالهي جدي حتي پيش از انتخابات و ظرف هشت سال گذشته دانست و تاكيد كرد: برخي از ناكاميها اجتنابناپذير و محصول كمتجربگي و نوپايي تجربههاي دموكراتيك بود و برخي اجتنابپذير و به دليل كمتوجهي به تجربههاي موفق و ناموفق گذشته، تكرار تجربههاي ناموفق و افتادن به ورطهي افراط يا تفريط بوده است.
وي در پاسخ به اينكه با توجه به اذعانش به ضعف تحزب در ايران، چرا گروهي با نام اصلاحطلبان پيشرو وارد انتخابات شدند و بحث دولت حزبي را مطرح كردند، اظهار داشت: هنوز معتقدم كه ما نبايد از هزينههاي تحزب برخوردار و از مزاياي آن محروم باشيم. در اين ترديد نميكنيم كه تجربهي دولت حزبي، تجربهي موفق دنياي مدرن براي پيش بردن دموكراسي است. اين تجربه، كمهزينه هم نيست. به خصوص براي جامعهي ما كه تصور مثبت فرهنگي و تاريخي از كار جمعي و حزبي ندارد و حال ميخواهيم كاري را نهادينه كنيم كه هنوز براي ما عادت نشده است و نمونههاي زيادي از عدم توفيق آن را در گذشته داشتهايم. بنابراين با يك تناقض مواجه ميشويم. از طرفي ميبايست در جهت تقويت اصل تحزب حركت كنيم، از طرفي هم تحزب هنوز قابل فهم و گزارش در سطوح مختلف نيست و گرايش به حركتهاي تودهاي و پوپوليستي بيشتر وجود دارد.
اين مدرس دانشگاه تاكيد كرد: در اين مرحله (انتخابات نهم) بخشي از احزاب شناخته شدهي كشور آمدند و يك كانديداي غيرحزبي را انتخاب كردند و در طول راه انتخابات فرازها و نشيبهاي زيادي را پيمودند و توانستند اين انديشه و گفتمان را تقويت كنند. در واقع حركت در اين مرحله حركتي به جلو بوده و به سوي تقويت تحزب حتي با همين شرايط انتقادآميز و اعتراضآميز. دليل آن اين است كه بيش از چهار ميليون نفر به رويكرد و تفكري راي دادهاند كه اساس آن، شعارهاي روشن دموكراتيك است و به اصل انديشه و كار جمعي و علمي اعتقاد دارد.
خانيكي افزود: اين نوع رويكرد گامي پيشتر از حركتهاي تودهوار و شكلنگرفته، است. اما اين نقد هم وارد است كه اينگونه حركت به تنهايي كفايت نميكند، بلكه در انتخابات پديدهاي به اسم ائتلاف هم ضرورت دارد، يعني بايد بر اساس حداقلهاي مشترك، احزاب سياسي گامهايي را به سوي اقدام جمعي بردارند.
اين عضو شوراي مركزي جبههي مشاركت ايران اسلامي، با تاكيد بر اينكه در جريان انتخابات نهم رياست جمهوري زمينههاي خوبي براي رسيدن به ائتلاف فراهم شد، هر چند كه اثر عملي چندان مطلوبي در نتيجه انتخابات نداشت، به ايسنا گفت: از جمله در ميان كانديداهاي اصلاحطلب و طرفداران آنها به خصوص در ميان مجموعهاي كه به اصلاحطلبان پيشرو معروف شدند، شاهد بروز نوعي بلوغ سياسي بوديم كه اصل «تنوع» را عملا پذيرفتند. در واقع به اين سبب تا در طول انتخابات كمتر حركتهاي تخريبي و تفرقه افكنانه را در قياس با گذشته شاهد بوديم. اين براي جامعهاي كه هميشه از انشعاب بيش از انفعال رنج ميبرده، تجربهي خوبي است و در عين مرزبنديها، رقابتهايي شكل گرفت.
وي با اشاره به ائتلاف عملي نيروهاي اصلاحطلب در مرحلهي دوم انتخابات، تصريح كرد: هنوز كاستيهايي در پذيرش بينش ائتلاف و تبيين و توصيف ملاكهاي ائتلاف وجود دارد.
مشاور رييس جمهور با تاكيد بر ضرورت ايجاد ائتلاف بين نيروهاي اصلاحطلب، اظهار داشت: يك ضربالمثل فلسطيني ميگويد “ ضربهاي كه باعث نابودي ما نشود، باعث رشد ما خواهد شد”. موقعيتي كه در اين دوره پيش آمد و احساس نگراني از خطر بر باد رفتن دستاوردهاي اصلاحات و دموكراسي و رشد نظاميگري، احساس هوشياري و همبستگي را در بين نيروهاي اصلاحطلب پديد آورد، الان هم همان موقعيت و شرايط وجود دارد و خود به خود بايد به اين مساله پرداخت.
اين مدرس دانشگاه معقتد است: نفس پرداختن به ائتلاف و نزديكي جريانهاي سياسي صرفا نبايد محدود به انتخابات شود؛ جدي گرفتن بحث همكاري و هماهنگي حركت مباركي است و طرح موضوعاتي از جمله تشكيل جبهه و حزب، حول و حوش هر اقدام انتخاباتي در جريان اصلاحات خود نشانهاي مثبت تلقي ميشود.
خانيكي دربارهي راهكارهايي كه از ايجاد تفرقه و چنددستگي در مسير تشكيل جبههي واحد جلوگيري ميكند، اظهار داشت: تجربهي تاريخي و كليشههاي فرهنگي، پيشبيني بازگشت به گذشته را به ذهن ميآورد. در تاريخ در صد سال گذشته، سه تجربهي مشروطه ، تجربهي نهضت ملي و انقلاب اسلامي بسيار مهم هستند و خصلت هر كدام از اينها داشتن آرمانها و خواستههاي بلند است كه به دليل ضعف، دچار ناپيگيري و توقف و يا شكست ميشوند. گاه به ذهن چنين متبادر ميشود كه گويا بعضي آرمانها در ايران ناممكن است. در واقع چنين نيست كه هر كدام از اين مراحل الزاما بازتوليد عدم توفيق يا شكست گذشته باشد، بلكه در دامنه و بعد ديگري توفيق و عدم توفيق را تعريف ميكنند. عينا همان حادثهي گذشته تكرار نميشود، بلكه موفقيتها و گامهاي رو به جلو، شكستهاي تازهاي نيز به همراه دارد كه خود مايه تحرك و توفيق جديدي است. اكنون ما با پديدهي تجميع و متشكل شدن اصلاحگرايان در برابر يك تغيير در فضاي سياسي قرار گرفتهايم؛ اين رويكرد مثبت است كه در اين مرحله ميتواند اشتباهات گذشته را تكرار نكند.
اين عضو شوراي مركزي جبههي مشاركت ايران اسلامي، تاكيد كرد: هر چند كه ممكن است جبهههاي مختلفي در عرصهي فعاليتهاي سياسي به وجود آيد، اما اينها ميتوانند رقيب هم نباشند، اما ميتوانند پديدههاي مكمل و مقوم همديگر باشند.
وي با اذعان به اينكه جريان اصلاحطلبي از فقدان و ضعف شبكهي ارتباطي با جامعه هم از لحاظ سختافزاري و هم از لحاظ نرمافزاري به شدت رنج برده است، گفت: به دلايل مختلف ميتوان ديد كه جريان اصلاحطلبي به معناي واقعي از رسانههاي موثر براي ارتباط با جامعه هم به معناي سختافزاري و هم به معناي نرمافزاري كه ترجمهي حرفها و شعارها و برنامهها به زبان قابل فهم براي مردم است، برخوردار نبوده است.
مشاور رييسجمهور با بيان اينكه آزادي نه تنها مانعي براي توسعه، رفاه و عدالت نيست بلكه مقوم آن نيز هست، گفت: ما در اين بخش كه كدام كانديدا در عمل عدالتگرا و سادهزيست است و بيشتر تعلق به ملت دارد تا قدرت، موفق عمل نكرديم، در حالي كه كانديداي ما چنين بود، اما در اينكه اين تصوير كاملا به جامعه منتقل شود، ضعف داشتيم.
اين عضو شوراي مركزي جبههي مشاركت ايران اسلامي، افزود: وقتي كه نخبگان و فعالان سياسي، احزاب و انديشمندان بيشتر با محدوديتها و موانع فعاليت مواجه شوند به طور واكنشي هم كه شده، مسالهي عمدهي آنها آزادي ميشود و بيشتر به مسالهي آزادي و حقوق اساسي ميپردازند تا عدالت و رفع فقر و ورود به جريان فقر و غنا. اين هم خود يك نقيصه محسوب ميشود و دليل آن نوع زيستبومي است كه جريان روشنفكري و سياسي اصلاحطلب در آن قرار داشته است.
خانيكي تاكيد كرد: در اين مرحله اولين شعار دكتر معين تاكيد بر عدالت بود، اما مسالهي مهم انتقال آن به سطوح مختلف جامعه و ترجمه آن براي بخشهاي مختلف جامعهاي مثل ايران است كه در آن شكافهاي مختلف از جمله شكاف فقر و غنا، شكاف جنگ و صلح، شكاف اعتماد حكومت و ملت و غيره وجود دارد. بنابراين پرداختن به اين جهتگيري در ميان همهي اين شكافها مهم و پيچيده است. چنانكه غفلت از هر وجه آن مثلا موقعيت صلحآميز ايران در برابر تهديدهاي بينالمللي نيز، خطرناك است.
اين مدرس دانشگاه تاكيد كرد: اگر جامعه دچار نوعي صفآرايي جديد شود كه در يك طرف نخبگان و فرهيختگان و كساني كه بيشتر دغدغهي دموكراسي دارند و در طرف ديگر بخشهايي كه تنها دغدغهي اقتصادي دارند، قرار گيرند، اين خود مساله جديدي را براي كشور به وجود ميآورد. هر چند كه اين مساله در تصوير انتخاباتي اين دوره ديده ميشود، اما واقعيت جامعهي ما اين نيست كه مثل ونزوئلا و يا برخي كشورهاي آمريكاي لاتين، گرسنگان و محرومان در يك طرف و نخبگان روشنفكران در طرف ديگر قرار گيرند.
وي معتقد است كه ارزشهايي چون سادهزيستي، توجه به فقرا و عدالتخواهي ارزشهاي مهم و اصيلي است كه به اعتبار تبارشناسي سياسي در مجموعهي اصلاحطلبان تحقق عيني فراوان دارد كه توسط نيروهاي انقلاب و مدافعان خط امام، شكل گرفت و اكنون هم وجود دارد، اما متاسفانه كمتر مورد اعتناي رقيبان و مخالفان و حتي خود آنان قرار ميگيرد.
مشاور رييس جمهور ادامه داد: ويژگيهاي اخلاقي و تجربههاي فردي هم به گونهاي است كه مردم چهرههاي مبرز اصلاحطلب، نظير سيدمحمد خاتمي، مهندس موسوي، دكتر معين و بسياري از علما و روشنفكران و سياستمداران اصلاحطلب را به پاكدامني، ساده زيستي، وارستگي و دفاع از حقوق مستضعفان و محرومان جامعه ميشناسند. حساسيت در زندگي فردي مسالهاي مهم است، اما نبايد آن را به مسالهي سياسي و جناحي تبديل كرد. واقعيت آن است كه در همهي طيفها و جريانهاي سياسي هم سادهزيستي به عنوان يك ويژگي مثبت و هم اشرافيت به عنوان يك خطر وجود دارد، مهم آن است كه با جامعه به دور از تظاهر، ريا و صادقانه رفتار شود.
دكتر هادي خانيكي اظهار داشت: هر حركتي كه به نزديك كردن انديشه سياسي، اقدام مشترك و ائتلاف در اصلاحات بينجامد، هم مثبت و هم ممكن است و تعيين محوريت اين حركت، با نزديكساختن رويكردهاي اين جريان و مشاركت بخشهاي موثر آن، ميتواند انجام گيرد.
مشاور رييسجمهور و عضو شوراي مركزي جبههي مشاركت ايران اسلامي، در گفتوگو با (ايسنا)، با تاكيد بر اينكه نبايد تحليل عجولانهاي نسبت به انتخابات نهم رياست جمهوري داشت، گفت: انتخابات در همهي كشورهاي جهان سوم از جمله ايران، پديدهاي چندبعدي و چندسببي است و عوامل بسياري در آن دخيل هستند.
وي با تاكيد بر پرهيز از تحليلهاي شتابزده و سادهكردن مساله به پديدهاي يكوجهي در حد پيروزي سياسي يك جناح در مقابل جناح ديگر، تصريح كرد: عوامل مشهود در انتخابات از جمله راي به كانديداها در مرحله دوم به خوبي نشان ميدهد كه طيف و رنگينكماني از آراي متفاوت در برابر هر دو كانديدا وجود دارد؛ به عبارتي ديگر ميتوان بخش مهمي از «آري» به هر كانديدا را متاثر از «نه» رايدهندگان به كانديداي ديگر دانست.
خانيكي ادامه داد: اين انتخابات اولين انتخاباتي است كه در ايران به مرحلهي دوم كشيده و ظرف مدت كوتاه يك هفته در غياب يا ضعف تحزب در كشور، با تجربهي نوين و مقدماتي ائتلاف و هماهنگي بين گروههاي سياسي مواجه شد؛ از اين رو همگرايي و همخواني تحليلي بين دو مرحلهي انتخابات كار آساني نيست. زيرا در مرحلهي اول مردم با معيارها و ملاكهاي متفاوت و متكثري راي دادند و اين تنوع، قدرت انتخاب بيشتري به جامعه داد. در مرحلهي دوم رقابت بين دو كانديدا بود و جامعه در موقعيت دو قطبي قرار گرفت، در نتيجه مردمي كه به هر يك از دو كانديدا راي دادند، مجموعهاي از موافقان و حتي مخالفان او را در بر ميگرفتند كه به دلايلي ديگر از جمله نفي رقيب به او راي ميدادند. ديگر نميتوان گفت كه آراي هر كانديدا بر اساس برنامههاي آنها و يا تعلق خاطر حزبي رايدهندگان به كانديداي مذكور بوده است، بلكه آراي هر كدام در واقع رايندادن به كانديداي ديگر هم بوده است.
اين مدرس دانشگاه، معتقد است كه اگر به روند انتخابات برگرديم و نتايج آن را متاثر از تصورها، ايماژها و تصويرهاي شكل گرفته در افكار عمومي بررسي كنيم، به ارزيابيهاي متفاوتي در قياس با تحليلهاي آني و عاجل ميرسيم.
وي گفت: به نظر من در مرحلهي دوم انتخابات را حداقل متاثر از چهار تصوير دوگانه در ذهنيت عمومي ميتوان ديد كه واكاوي اين پديده بسيار مهم است؛ تصوير اول مبتني بر رويكرد دوگانهي اقتصادي است كه انتخابات را در منازعهي بين فقر و غنا قرار ميداد. دوم تصويري است كه موقعيت انتخاب را در دوگانهاي از اشرافيت و سادگي قرار ميداد. تصوير سوم بر اساس دوگانهي حكومت و ملت شكل گرفته و تصوير چهارم ميان روحاني و غير روحاني قابل تجسم است.
اين عضو شوراي مركزي جبههي مشاركت ايران اسلامي، ادامه داد: شكلگيري اين موقعيتهاي انتخاب به اين معنا نبود و نيست كه هر كدام از دو كانديدا در عالم واقع، اين تصويرها را نمايندگي ميكردند، حتي ميتوان گفت اين تصويرهاي ساختهشده به دلايل مختلف تصويرهايي مخدوش و وارونه است. به ويژه كه ما در دوراني به سر ميبريم كه نياز به سنجش هر كدام از اين تصويرها و ادعاها با معيارهاي عملي و غير عوامانه وجود دارد.
خانيكي گفت: به اين موارد ويژگيهاي جامعهشناسانه و روانشناسانه جامعهي ما را هم بايد افزود. بسياري از نظريهپردازان و محققان معتقدند جامعهي ايران به شدت «تحولگرا»ست، يعني برخلاف آنچه تصور ميشود كه سنتي و در پي «ثبات» است، ميل به تغيير دارد و در گذرگاههاي حساسي مثل انتخابات تمايل به تحول ممكن است در پي مصاديقي باشد كه الزاما با مصداقهاي واقعي تغيير نخواند. علاوه بر آن ميل به نقد «قدرت» كه در جهتگيري هاي عمومي به ويژه بخشهاي حاشيه قدرت در جامعه وجود دارد، در موقعيتهاي پيچيده يا تحت تاثير تبليغات سياسي يا اختلالهاي ارتباطي مصداقهاي غيرواقعي پيدا ميكند.
مشاور رييسجمهور، تاكيد كرد: تحليل انتخابات را به يك مسالهي محدود سياسي آن هم رقابت بين گروهها، فرو نكاهيم، بلكه انتخابات يك پديدهي متاثر از تحولات فراوان و درهم پيچيدهي سياسي، اجتماعي و فرهنگي است كه نيارمند توصيف و تحليل علمي و همهجانبه و زمانبر است.
اين عضو شوراي مركزي جبههي مشاركت ايران اسلامي، در پاسخ به سوالي دربارهي لزوم آسيبشناسي حركتهاي اصلاحطلبي و نيروهاي اصلاحطلب، تصريح كرد: هر حركت سياسي و جنبشي به ميزاني كه پيش ميرود و مانعي را از سر راه برميدارد، با گرهها و موانع جديدتر و پيچيدهتر روبرو ميشود، اين طبع تحول و حركت است.
وي با تاكيد بر طيف و رنگين كماني بودن تركيب آرا در دور دوم انتخابات و ظرفيت كار حزبي و آرايي كه به احزاب در انتخابات داده ميشود، گفت: وقتي صرفا به تحليل انتخابات از منظر اجتماعي مينشينيم، عنصر سياسي را ناديده ميگيريم، چنانچه اگر فقط «سياسي» ببينيم زمينههاي اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي آن را ممكن است نبينيم.
خانيكي ابراز عقيده كرد: فراموش نكنيم كه اين انتخابات مقدمات و تمهيداتي داشت كه به دليل دخالت يك تشكيلات و اعمال نظر جهتدار شبكههاي نظارتي مورد اعتراض و انتقاد جدي همهي كانديداهايي قرار گرفت كه در جبههي اصلاحات جاي ميگيرند. ما شاهد اعتراض دكتر معين، آقاي كروبي و آقاي هاشمي به اين نوع دخالت موثر در نتيجه انتخابات بوديم، يعني اينكه اين مساله عاملي نيست كه در روند انتخابات در تركيب نهايي آرا، كم تاثيرگذار باشد.
خانيكي تصريح كرد: اصلاحطلبان در اين انتخابات به يك رقابت نابرابر سياسي وارد شدند و طبيعي است كه اين رقابت حتما نتيجهي نابرابر داشته باشد. اگر در يك رقابت برابر و روشن با حضور احزاب نام و نشاندار و قواعد متعارف وارد ميشديم، ميپذيرفتيم كه نتيجه خدشهناپذير است. اما بپذيريم كه اساسا ويژگي حركتهاي سياسي و ... سازمانيافته و متشكل و در عين حال در قالب غيررسمي با استفاده از زمينهها و امكانات رسمي اين است كه از جامعه، سازمانزدايي ميكند و تشكيلات ديگر نميتوانند موقعيت برابري را براي رقابت داشته باشند.
اين عضو شوراي مركزي جبههي مشاركت ايران اسلامي، با تاكيد بر ضرورت نقد گذشتهي اصلاحطلبان عملكردها و برنامههاي آنها اين موضوع را نه تنها نياز اين دورهي انتخابات، بلكه مسالهي جدي حتي پيش از انتخابات و ظرف هشت سال گذشته دانست و تاكيد كرد: برخي از ناكاميها اجتنابناپذير و محصول كمتجربگي و نوپايي تجربههاي دموكراتيك بود و برخي اجتنابپذير و به دليل كمتوجهي به تجربههاي موفق و ناموفق گذشته، تكرار تجربههاي ناموفق و افتادن به ورطهي افراط يا تفريط بوده است.
وي در پاسخ به اينكه با توجه به اذعانش به ضعف تحزب در ايران، چرا گروهي با نام اصلاحطلبان پيشرو وارد انتخابات شدند و بحث دولت حزبي را مطرح كردند، اظهار داشت: هنوز معتقدم كه ما نبايد از هزينههاي تحزب برخوردار و از مزاياي آن محروم باشيم. در اين ترديد نميكنيم كه تجربهي دولت حزبي، تجربهي موفق دنياي مدرن براي پيش بردن دموكراسي است. اين تجربه، كمهزينه هم نيست. به خصوص براي جامعهي ما كه تصور مثبت فرهنگي و تاريخي از كار جمعي و حزبي ندارد و حال ميخواهيم كاري را نهادينه كنيم كه هنوز براي ما عادت نشده است و نمونههاي زيادي از عدم توفيق آن را در گذشته داشتهايم. بنابراين با يك تناقض مواجه ميشويم. از طرفي ميبايست در جهت تقويت اصل تحزب حركت كنيم، از طرفي هم تحزب هنوز قابل فهم و گزارش در سطوح مختلف نيست و گرايش به حركتهاي تودهاي و پوپوليستي بيشتر وجود دارد.
اين مدرس دانشگاه تاكيد كرد: در اين مرحله (انتخابات نهم) بخشي از احزاب شناخته شدهي كشور آمدند و يك كانديداي غيرحزبي را انتخاب كردند و در طول راه انتخابات فرازها و نشيبهاي زيادي را پيمودند و توانستند اين انديشه و گفتمان را تقويت كنند. در واقع حركت در اين مرحله حركتي به جلو بوده و به سوي تقويت تحزب حتي با همين شرايط انتقادآميز و اعتراضآميز. دليل آن اين است كه بيش از چهار ميليون نفر به رويكرد و تفكري راي دادهاند كه اساس آن، شعارهاي روشن دموكراتيك است و به اصل انديشه و كار جمعي و علمي اعتقاد دارد.
خانيكي افزود: اين نوع رويكرد گامي پيشتر از حركتهاي تودهوار و شكلنگرفته، است. اما اين نقد هم وارد است كه اينگونه حركت به تنهايي كفايت نميكند، بلكه در انتخابات پديدهاي به اسم ائتلاف هم ضرورت دارد، يعني بايد بر اساس حداقلهاي مشترك، احزاب سياسي گامهايي را به سوي اقدام جمعي بردارند.
اين عضو شوراي مركزي جبههي مشاركت ايران اسلامي، با تاكيد بر اينكه در جريان انتخابات نهم رياست جمهوري زمينههاي خوبي براي رسيدن به ائتلاف فراهم شد، هر چند كه اثر عملي چندان مطلوبي در نتيجه انتخابات نداشت، به ايسنا گفت: از جمله در ميان كانديداهاي اصلاحطلب و طرفداران آنها به خصوص در ميان مجموعهاي كه به اصلاحطلبان پيشرو معروف شدند، شاهد بروز نوعي بلوغ سياسي بوديم كه اصل «تنوع» را عملا پذيرفتند. در واقع به اين سبب تا در طول انتخابات كمتر حركتهاي تخريبي و تفرقه افكنانه را در قياس با گذشته شاهد بوديم. اين براي جامعهاي كه هميشه از انشعاب بيش از انفعال رنج ميبرده، تجربهي خوبي است و در عين مرزبنديها، رقابتهايي شكل گرفت.
وي با اشاره به ائتلاف عملي نيروهاي اصلاحطلب در مرحلهي دوم انتخابات، تصريح كرد: هنوز كاستيهايي در پذيرش بينش ائتلاف و تبيين و توصيف ملاكهاي ائتلاف وجود دارد.
مشاور رييس جمهور با تاكيد بر ضرورت ايجاد ائتلاف بين نيروهاي اصلاحطلب، اظهار داشت: يك ضربالمثل فلسطيني ميگويد “ ضربهاي كه باعث نابودي ما نشود، باعث رشد ما خواهد شد”. موقعيتي كه در اين دوره پيش آمد و احساس نگراني از خطر بر باد رفتن دستاوردهاي اصلاحات و دموكراسي و رشد نظاميگري، احساس هوشياري و همبستگي را در بين نيروهاي اصلاحطلب پديد آورد، الان هم همان موقعيت و شرايط وجود دارد و خود به خود بايد به اين مساله پرداخت.
اين مدرس دانشگاه معقتد است: نفس پرداختن به ائتلاف و نزديكي جريانهاي سياسي صرفا نبايد محدود به انتخابات شود؛ جدي گرفتن بحث همكاري و هماهنگي حركت مباركي است و طرح موضوعاتي از جمله تشكيل جبهه و حزب، حول و حوش هر اقدام انتخاباتي در جريان اصلاحات خود نشانهاي مثبت تلقي ميشود.
خانيكي دربارهي راهكارهايي كه از ايجاد تفرقه و چنددستگي در مسير تشكيل جبههي واحد جلوگيري ميكند، اظهار داشت: تجربهي تاريخي و كليشههاي فرهنگي، پيشبيني بازگشت به گذشته را به ذهن ميآورد. در تاريخ در صد سال گذشته، سه تجربهي مشروطه ، تجربهي نهضت ملي و انقلاب اسلامي بسيار مهم هستند و خصلت هر كدام از اينها داشتن آرمانها و خواستههاي بلند است كه به دليل ضعف، دچار ناپيگيري و توقف و يا شكست ميشوند. گاه به ذهن چنين متبادر ميشود كه گويا بعضي آرمانها در ايران ناممكن است. در واقع چنين نيست كه هر كدام از اين مراحل الزاما بازتوليد عدم توفيق يا شكست گذشته باشد، بلكه در دامنه و بعد ديگري توفيق و عدم توفيق را تعريف ميكنند. عينا همان حادثهي گذشته تكرار نميشود، بلكه موفقيتها و گامهاي رو به جلو، شكستهاي تازهاي نيز به همراه دارد كه خود مايه تحرك و توفيق جديدي است. اكنون ما با پديدهي تجميع و متشكل شدن اصلاحگرايان در برابر يك تغيير در فضاي سياسي قرار گرفتهايم؛ اين رويكرد مثبت است كه در اين مرحله ميتواند اشتباهات گذشته را تكرار نكند.
اين عضو شوراي مركزي جبههي مشاركت ايران اسلامي، تاكيد كرد: هر چند كه ممكن است جبهههاي مختلفي در عرصهي فعاليتهاي سياسي به وجود آيد، اما اينها ميتوانند رقيب هم نباشند، اما ميتوانند پديدههاي مكمل و مقوم همديگر باشند.
وي با اذعان به اينكه جريان اصلاحطلبي از فقدان و ضعف شبكهي ارتباطي با جامعه هم از لحاظ سختافزاري و هم از لحاظ نرمافزاري به شدت رنج برده است، گفت: به دلايل مختلف ميتوان ديد كه جريان اصلاحطلبي به معناي واقعي از رسانههاي موثر براي ارتباط با جامعه هم به معناي سختافزاري و هم به معناي نرمافزاري كه ترجمهي حرفها و شعارها و برنامهها به زبان قابل فهم براي مردم است، برخوردار نبوده است.
مشاور رييسجمهور با بيان اينكه آزادي نه تنها مانعي براي توسعه، رفاه و عدالت نيست بلكه مقوم آن نيز هست، گفت: ما در اين بخش كه كدام كانديدا در عمل عدالتگرا و سادهزيست است و بيشتر تعلق به ملت دارد تا قدرت، موفق عمل نكرديم، در حالي كه كانديداي ما چنين بود، اما در اينكه اين تصوير كاملا به جامعه منتقل شود، ضعف داشتيم.
اين عضو شوراي مركزي جبههي مشاركت ايران اسلامي، افزود: وقتي كه نخبگان و فعالان سياسي، احزاب و انديشمندان بيشتر با محدوديتها و موانع فعاليت مواجه شوند به طور واكنشي هم كه شده، مسالهي عمدهي آنها آزادي ميشود و بيشتر به مسالهي آزادي و حقوق اساسي ميپردازند تا عدالت و رفع فقر و ورود به جريان فقر و غنا. اين هم خود يك نقيصه محسوب ميشود و دليل آن نوع زيستبومي است كه جريان روشنفكري و سياسي اصلاحطلب در آن قرار داشته است.
خانيكي تاكيد كرد: در اين مرحله اولين شعار دكتر معين تاكيد بر عدالت بود، اما مسالهي مهم انتقال آن به سطوح مختلف جامعه و ترجمه آن براي بخشهاي مختلف جامعهاي مثل ايران است كه در آن شكافهاي مختلف از جمله شكاف فقر و غنا، شكاف جنگ و صلح، شكاف اعتماد حكومت و ملت و غيره وجود دارد. بنابراين پرداختن به اين جهتگيري در ميان همهي اين شكافها مهم و پيچيده است. چنانكه غفلت از هر وجه آن مثلا موقعيت صلحآميز ايران در برابر تهديدهاي بينالمللي نيز، خطرناك است.
اين مدرس دانشگاه تاكيد كرد: اگر جامعه دچار نوعي صفآرايي جديد شود كه در يك طرف نخبگان و فرهيختگان و كساني كه بيشتر دغدغهي دموكراسي دارند و در طرف ديگر بخشهايي كه تنها دغدغهي اقتصادي دارند، قرار گيرند، اين خود مساله جديدي را براي كشور به وجود ميآورد. هر چند كه اين مساله در تصوير انتخاباتي اين دوره ديده ميشود، اما واقعيت جامعهي ما اين نيست كه مثل ونزوئلا و يا برخي كشورهاي آمريكاي لاتين، گرسنگان و محرومان در يك طرف و نخبگان روشنفكران در طرف ديگر قرار گيرند.
وي معتقد است كه ارزشهايي چون سادهزيستي، توجه به فقرا و عدالتخواهي ارزشهاي مهم و اصيلي است كه به اعتبار تبارشناسي سياسي در مجموعهي اصلاحطلبان تحقق عيني فراوان دارد كه توسط نيروهاي انقلاب و مدافعان خط امام، شكل گرفت و اكنون هم وجود دارد، اما متاسفانه كمتر مورد اعتناي رقيبان و مخالفان و حتي خود آنان قرار ميگيرد.
مشاور رييس جمهور ادامه داد: ويژگيهاي اخلاقي و تجربههاي فردي هم به گونهاي است كه مردم چهرههاي مبرز اصلاحطلب، نظير سيدمحمد خاتمي، مهندس موسوي، دكتر معين و بسياري از علما و روشنفكران و سياستمداران اصلاحطلب را به پاكدامني، ساده زيستي، وارستگي و دفاع از حقوق مستضعفان و محرومان جامعه ميشناسند. حساسيت در زندگي فردي مسالهاي مهم است، اما نبايد آن را به مسالهي سياسي و جناحي تبديل كرد. واقعيت آن است كه در همهي طيفها و جريانهاي سياسي هم سادهزيستي به عنوان يك ويژگي مثبت و هم اشرافيت به عنوان يك خطر وجود دارد، مهم آن است كه با جامعه به دور از تظاهر، ريا و صادقانه رفتار شود.
0 ÙØ¸Ø±:
Post a Comment
<< ØµÙØÙ Ø§ØµÙÛ