Wednesday, July 06, 2005

خداياري: وظيفه فعالين سياسي پس از انتخابات افشاي چهره واقعي حزب پادگاني است



امروز: انتخابات دوره نهم رياست جمهوري نشان داد كه لازم است كتاب جامعه با دقت مورد بازخواني قرار گيرد. به نظر مي رسد اولين وظيفه فعالين سياسي و احزاب و گروهها بازخواني مجدد جامعه و ارائه تحليلي جامع و واقع گرايانه از مردم باشد و در اين تحليل بايد از دو آفت جدي عوام زدگي و تعصب اجتناب كرد. اگر اين بازخواني كامل و آن تحليل تبيين گردد، مي تواند مبناي نظري عملي سياسي در آينده قرار گيرد.
علي اصغر خداياري عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت با بيان اين مطلب به خبرنگار سايت امروز گفت: نكته ديگري كه در اين انتخابات بروز كرد، مسئله پا گرفتن حزب پادگاني در كشور بود، اگر چه در انتخاباتهاي دوم شوراها و مجلس هفتم نيز رد پاهايي از اين جريان ديده شده بود، ولي در انتخابات اخير روشن شد كه اين جريان نظامي ضمن پيچيده شدن، گستردگي و حوزه نفوذ بيشتري پيدا كرده است و در واقع به يك حزب تمام عيار،‌ هر چند بي نام و نشان، تبديل شده است. آنچه اهميت دارد اين است كه تا زماني كه چنين حزبي در كشور فعال باشد، اساسا امكان فعاليت سياسي معطوف به رقابت در عرصه قدرت به شدت مورد تهديد قرار دارد. احزاب پادگاني به دليل امكانات فوق العاده اي كه در اختيار مي گيرند و سازوكارهايي كه به كار مي بندند، اساسا قابل رقابت نيستند.
اين فعال سياسي در ادامه افزود: علاوه بر اين با حضور چنين احزابي در عرصه سياسي سلامت انتخابات كه مهمترين انگيزه را براي فعاليت اصلاح طلبانه پارلمانتاريستي ايجاد مي‌كند، در معرض خطر جدي قرار مي گيرد و فعاليت‌هاي تشكيلاتي و تلاش جهت سازماندهي هاي مدني به عملي عبث، بيهوده و بي نتيجه تبيدل مي‌گردد. نتيجه حاكميت درازمدت چنين جريانهايي معمولا مشاركت مصنوعي و غيرواقعي بالا – تا نزديك صد درصد و گاهي بيشتر- در رقابت بسيار پايين- گاهي نزديك به صفر- يا رقابتهاي نمايشي و فرمايشي است. يكي از وظايف فعالين سياسي افشاي هويت اين حزب، ريشه‌هاي پاگرفتن آن، تحليل عواقب ناشي از ادامه فعاليت اين حزب و تلاش براي متوقف كردن آن است.
اين استاد دانشگاه در پايان تاكيد كرد كه : در هر صورت، به نظر مي رسد گردآمد گروه هاي مخالف نظامي شدن و بسته شدن فضاي كشور در تشكلهاي جبهه‌‌اي حول اهداف حداقلي، كه مي تواند دفاع از مردمسالاري و حقوق شهروندي باشد، يكي از ضرورتهاي اين دوره باشد. چه بسا تشكيل چنين جبهه اي شرط بقا و ادامه حيات احزاب و جريانهاي سياسي آزاديخواه و اسلامخواه باشد. با شكل گرفتن چنين جبهه‌‌اي احزاب مختلف مي‌توانند زير چتر امنيتي حاصل از قدرت و فراگيري جبهه، در چارچوب قواعد دموكراتيك به فعاليتهاي تشكيلاتي خود ادامه دهند. محدود شدن رقابتهاي درون جبهه‌اي،‌ پرهيز احزاب و گروه‌ها از تنزه طلبي و فرافكني نسبت به گذشته و تندروي و راديكاليسم نسبت به آينده از ضرورتهاي تداوم و استحكام جبهه پيش گفته است.