Tuesday, July 19, 2005

داوود سليماني: هر كس با هاشمي به مرحله دوم مي‌رفت پيروز ميدان مي‌شد


داوود سليماني نيز مانند بسياري از تحليل‌گران سياسي، تحليل انتخابات را در مرحله اول و دوم به تفكيك و جداگانه قابل بررسي عنوان مي‌كند.


به نظر وي در دور اول مجموع رأي اصلاح‌طلبان از آراي طرف مقابلشان بيشتر بوده است و اين نسبت 16 به 11 است و نتيجه مي‌گيرد كه اصلاح‌طلبان همچنان داراي پايگاه بهتري نسبت به طرف مقابل هستند. به نظر او آراي هاشمي هم بايد بيشتر به سبد اصلاح‌طلبان ريخته شود.


اما آنچه كه پيروزي را با وجود اين تحليل به اردوگاه اصول‌گرايان برد، به نظر اين عضو ارشد جبهه‌ي مشاركت ايران اسلامي، تفرق آراي اصلاح‌طلبان و يا محدوديت در انتخاب كانديداهاي اين جبهه بوده است.

وي درباره‌ي عوامل مؤثر بر انتخابات در مرحله اول در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران، ايسنا، مي‌گويد: در مرحله‌ي اول شعارها نقش زيادي نداشت. آنچه كه بيش از همه نقش ايفا مي كرد “پيشينه كانديدا”، “نوع تشكيلات حامي او” ، “سازماندهي‌هاي آشكار و پنهان براي او” و “شعارها و تبليغات” بود.

سليماني مي گويد در مرحله دوم پيروزي احمدي‌نژاد در نتيجه ي آراي منفي رقيبش بوده است و هر كس با هاشمي به مرحله دوم مي رفت پيروز ميدان مي شد و آن كه به نظر وي آراي كروبي اصلاح‌طلب، بيشتر به سبد جناح رقيب ريخته شد.

رأي كروبي به نظر سليماني تنها به خاطر 50 هزار تومان نبوده بلكه عواملي نظير شخصيت وي و مواضعش در مجلس نيز در افزايش آرايش تأثيرگذار بوده است.

نماينده‌ي سابق مجلس شوراي اسلامي بيشترين رأي هاشمي در كشور را 6 ميليون مي داند كه در مرحله دوم آراي اصلاح‌طلبان پيشرو هم به سبد وي سرازير شد.

يكي از عواملي كه در نگاه او به پيروزي احمدي‌نژاد منجر شد ،‌ «جهت‌دهي پنهان آرا» بود و درباره‌ي آن مي گويد:‌ «ما هنوز از كم و كيف جهت‌دهي پنهان اطلاع نداريم. تنها مطالب برخي كانديداها در اين زمينه قابل پيگيري است كه بعيد است اين پيگيري‌ها به نتيجه‌اي برسد.»

وي در توضيح اين مطلب اظهار مي‌كند: در مرحله‌ي اول بين حاميان قاليباف ، لاريجاني و احمدي‌نژاد سردرگمي بود. مقاله‌ي چهارشنبه‌ي كيهان ضمن انتقاد از اين امر اشاراتي به برخي تصميمات مي كند كه سرنخ جهت‌دهي پنهان است، بايد پرسيد چه اتفاقي افتاد كه راست كه به وحدت نمي رسيد به يكباره به وحدت رسيد. حال نامه كروبي مبني بر دخالت برخي نهادها بيشتر قابل بررسي مي شود.

سليماني مي‌افزايد: بايد مسؤولان ذيربط در اين باره گزارش دهند كه چه اتفاقي افتاد كه يك گرايش و جهت‌گيري به احمدي‌نژاد ايچاد شد؛ چون قطعا به مردم وحي نشد و احمدي‌نژاد هم به گفته‌ي خود بودجه و امكانات تبليغي خوبي هم نداشته است، بلكه خود مردم به صورت خودجوش به وي رأي داده‌اند. اگر مردم ما به افراد ناشناخته رأي مي دهند، معين هم ناشناخته بود؛ چرا به او رأي ندادند؟ غير از ناشناختگي بايد رأي ديگري هم به احمدي‌نژاد اضافه شود كه به معين اضافه نشد كه اين جا آن جهت‌دهي پنهان و برخي از مسائل پيش مي آيد.

سليماني، تغيير گفتمان محوري در ميان مردم را قبول ندارد و مي‌گويد: «احمدي‌نژاد به دليل روياوريي با رقيبي كه در جامعه نگاه خاصي به او وجود دارد، با هر شعاري پيروز بود. البته تكيه‌اش بر فقر و عدالت‌خواهي در آرا مؤثر بود. اما اين همه مسأله نيست. مردم در اين انتخابات به نفي وضع قديم راي دادند و در مرحله‌ي دوم كه هاشمي نماد و سمبل حاكميت شد نتوانست آراي مردم را جذب كند. البته در اين انتخابات نشانه‌هايي مبني بر جدي تر شدن تفكرات عدالت خواهانه و گفتمان عدالت خواهي ديده شد، ولي آنها تعيين كننده نيستند. چرا كه از هفت كانديدا بقيه هم مباحث عدالت و معيشت مردم را مطرح كردند ولي راي بالاي نياوردند، اتفاقا احمدي‌نژاد كمترين شعارهاي عدالت‌خواهانه را داد و مسائل اقتصادي هم در اولويت نبود. اگر معين و احمدي‌نژاد به مرحله‌ي دوم مي رفتند مي شد فهميد كه مردم به شعارهاي سياسي رأي مي دهند يا اقتصادي و عدالت‌خواهانه.

وي در ادامه گفت‌وگويش با ايسنا با انتقاد از سخنان رييس‌جمهور منتخب مبني بر رويگرداني مردم از احزاب مي‌گويد: رييس جمهور منتخب نيز در مصاحبه‌ي اخير خود گفت كه مردم احزاب را قبول ندارند ، اگر اين جمله را كه تلقي ايشان است بپذيريم جاي تأسف است كه در يك كشور مردم‌سالار حزب پايگاه نداشته باشد. اما اين بيانگر قبول نداشتن حزب توسط مردم نيست بلكه به دو دليل است؛ اول اين‌كه احزاب خوب عمل نكردند و دوم اين كه فرهنگ حزبي جا نيفتاده است. اما بايد دانست كه رأي حزب مشاركت و سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي ايران از ميان نخبگان و فرهيختگان بوده است و به نظر من اين رأي، راي ارزشمندي است؛ چرا كه به دليل ماهيت حزبي از عقلانيت بيشتري برخوردار است.

وي تأكيد مي كند: فرهنگ حزبي بايد به جاي فرهنگ سنتي و پوپوليستي بنشيند؛ اما مي بينيم برخي مقامات و مسؤولان روحيه‌ي ضد حزبي دارند. اين درست نيست كه دموكراسي را بخواهيم ولي لوازم آن را قبول نداشته باشيم. اگر قائل به دموكراسي بدون تحزب باشيم به دموكراسي سطح پايين پوپوليستي مي رسيم.

سليماني به شعار “تشكيل كابينه‌ ي هفتاد ميليوني” اشاره مي‌كند و مي‌گويد: 17 ميليون احمدي‌نژاد 35 درصد از كل واجدان شرايط است؛ اگر ايشان به كابينه‌ي 70 ميليوني معتقد است بايد سهم اين 65 درصد را مشخص كند و به آنها بدهد. يعني بر اساس ادعايشان بايد كابينه شركت سهامي تشكيل دهند.

عضو شوراي مركزي جبهه‌ي مشاركت در ادامه درباره‌ي كم بودن رأي معين مي‌گويد: كمي رأي معين به “سازماندهي بهتر رقيب” ، “عدم اجماع” و “عملكرد غيرحرفه‌اي حزبي” برمي‌گردد و اين كه احزاب حامي وي تنها تا مراكز استان‌ها مي توانستند فعاليت كنند، اما طرف مقابل از امكانات گسترده برخي نهادها بهره مند بود.

سليماني گفت: ما بر تصميم‌گيري بر اساس شوراي هماهنگي جبهه‌ي دوم خرداد و رسيدن به يك كانديدا اصرار كرديم، اما تصميم‌گيري‌هاي سليقه‌اي شخصي و فردي مانع شد. محافظه‌كاران مشكل عدم اجماع خود را به شكلي حل كردند اما ما نتوانستيم.

وي خاطرنشان كرد:‌ جبهه‌ي مشاركت بايد مخاطب‌شناسي مي كرد و بر اساس آن تاكتيك‌ها و شعارها انتخاب مي شد و البته اين بايد كار هميشگي حزب باشد، من در جلسه‌اي گفته بودم كه تكيه روي «اليت» و نخبگان كار ما را پيش نمي برد.

سليماني بر توجه بيشتر به بخش‌هاي مذهبي جامعه در جبهه‌ي مشاركت تأكيد مي‌كند و مي‌گويد: الان ما شاخصهاي داريم كه مربوط به روحانيون و بخشي هم مربوط به آموزش و مراسم‌هاست. اما نظر من اين است كه اين بايد تقويت شود . ما وقتي مي گوييم ايران براي همه‌ي ايرانيان، بايد بدانيم اكثر ايرانيان ديندارند و ما بايد براي آنها برنامه داشته باشيم. برخي چون سابقه‌ي ايدئولوژيك كار را موجب صدمه ديدن مردم و جامعه مي دانند، به تفريط در اين زمينه افتاده‌اند، ما آن ديدگاه خاص ايدئولوژيك را قبول نداريم، اما ديدگاه ايدئولوژيك قابل اصلاح است و نبايد به خاطر اين كه سابقه‌ي بدي دارد، اصل آنرا دور بيندازيم.

عضو شوراي مركزي جبهه‌ي مشاركت ايران اسلامي با اذعان به اين كه حاميان معين به محرومان جامعه در تبليغات كمتر توجه داشتند، مي‌گويد: روي بخش ضعيف و متوسط به پايين جامعه كمتر كار كرديم . براي آنها برنامه داشتيم، اما در تبليغ و نوع كار و سخنراني‌ها با آنها ارتباط برقرار نكرديم و به پايگاه‌هايي كه در بخش‌هاي محروم از قديم داشته‌ايم توجه نكرديم.

وي ضمن پذيرش ضعف تبليغاتي جبهه‌ي اصلاحات در هشت سال گذشته در دفاع از عملكرد دولت خاتمي و مجلس ششم اظهار مي‌كند: ما مدعي هستيم از گذشتگان بهتر كار كرده‌ايم، حتي محافظه‌كاران هم اين را قبول دارند. البته برخي 16 سال گذشته را چپاول و تخريب بيت‌آلمال مي دانند، كه من در مورد آنها صحبت نمي كنم. افزايش قدرت خريد مردم و درآمد مردم در مقايسه با دوره‌ي قبل از اصلاحات نشان مي دهد كه كارهاي بزرگي شد ولي تبليغ نشد و به دليل جو و فضاي جامعه امكان تبليغ شدن نداشت. ضمن اين كه رسانه‌ي ملي بر خلاف دوره‌ي سازندگي، التفاتي به اين‌ها نداشت.

وي بروز گسست بين نخبگان و مردم را مورد تأكيد قرار مي‌دهد و مي‌گويد: الان شاهد گسست بين نخبگان و مردم هستيم؛ چرا حوزه و دانشگاه از يك كانديدا حمايت مي كنند، اما مردم به او رأي نمي دهند، بايد براي اين فكري كرد؟

سليماني با تأكيد بر اين كه دانشگاه‌ها و انجمن‌هاي اسلامي نتوانستند به وظيفه‌ي خود در اين انتخابات عمل كنند ، از فاصله گرفتن برخي انجمن‌ها از شعائر ديني انتقاد مي‌كند و مي‌گويد: نبايد به دليل مخالفت با برخي قشري‌گري‌ها اصل دين و اصول آن را كنار گذاشت. متأسفانه در برخي جاها اصول اوليه‌ي انجمن اسلامي كنار گذاشته شد و متأسفانه برخي روشنفكران نيز به آن دامن زدند؛ مثلا اين درست نيست كه كسي عضو انجمن اسلامي باشد و نمازش را نخواند. اين عدول‌ها ما را به انحراف مي كشاند. از سويي متأسفانه نوع برخورد اداره كنندگان دانشگاه و تصميم گيران در حوزه‌ي سياسي باعث شد دگرانديشان براي فعاليت راهي جز ورود به انجمن اسلامي نداشته باشند.

وي درباره‌ي رفتار جريان‌هاي دانشجويي مي‌گويد: از طيف تحريمي‌ها بگيريد تا كساني كه تا بن دندان مي گفتند بايد شركت كرد. در اين طيف‌ها آنهاي كه نفوذ بيشتري در مردم داشتند، دير به نتيجه رسيدند و اين كافي نبود.

نماينده‌ي سابق مردم تهران با بيان اين كه به آينده بدبين نيست ، ميزان رويكرد به جبهه‌ي مشاركت را خوب ارزيابي مي‌كند و اظهار مي كند: برخي نيروها با وجود شكست انتخاباتي اخير ، سرمايه‌ي اصلي احزاب هستند و بايد بتوانيم از آنها استفاده كنيم.

وي در پيش‌بيني آينده‌ي جناح‌هاي سياسي مي‌گويد: فكر مي كنم در مجموع حركت‌ها در جبهه‌ي اصلاحات سنجيده‌تر، احساس نياز به يكديگر بيشتر مشخص و همكاري بر اساس اساسنامه و اصول بيشتر مي شود و انسجام بهتري را در اين دوره خواهيم داشت. هر چند كه ممكن است شاهد برخي نامهرباني‌ها باشيم ولي اين‌ها عامل لطمه خوردن احزاب نخواهد شد.

سليماني درباره ي نقش افراد برجسته‌اي مثل خاتمي ، ميرحسين موسوي و كروبي در سازماندهي دوم خرداد مي‌گويد: اگر خودشان بپذيرند كه خود صاحب حزب شوند، خيلي خوب است. اما من بعيد مي دانم كه خاتمي ، ميرحسين يا كروبي در قالب حزب بگنجند، گرچه حضور آنها در صحنه‌هاي سياسي و ارتباط با بدنه مؤثر است.

وي درباره‌ي برخي نگراني ها مبني بر بسته شدن فضاي سياسي توسط دولت جديد نيز اظهار مي‌كند: البته آقاي احمدي‌نژاد قول داده است كه فضا بسته نمي شود. ما هم همين را ملاك مي گيريم و فكر مي كنيم جامعه نه تنها به سوي اختناق نمي رود بلكه از امروز بيشتر شاهد حقوق شهروندي در كشور خواهيم بود و آزادي بيان و قلم بيشتر مي شود كه اميدواريم بشود.

گفت‌وگو از خبرنگار ايسنا: اكبر بياتي صالح