Wednesday, July 20, 2005

خانيكي: خاتمي معيار و استاندارد رياست‌جمهوري و دولتمردبودن را بالا برد



اينك، اذعان داريم كه حجت‌الاسلام‌والمسلمين سيد محمد خاتمي از سرمايه‌هاي معنوي و ماندگار كشور عزيزمان ايران است. او نه تنها به عنوان يك سياستمدار بلكه به عنوان يك انديشمند پيشرو، مورد احترام جهانيان و باعث افتخار و احساس غرور هر ايراني است. دكتر هادي خانيكي؛ استاد دانشگاه و مشاور فرهنگي رييس‌جمهور در روزهاي پاياني مسووليت خاتمي در گفت‌وگو با خبرگزاري دانشجويان ايران، ايسنا، به ارزيابي ديدگاه‌هاي جامعه درباره‌ي رفتن خاتمي از موضع رسمي قدرت مي‌پردازد و مي‌گويد: اين روزها جامعه از دو سو رفتن خاتمي را از حوزه‌ي مسووليت سياسي مورد توجه قرار داده است. سويه‌ي اول، نظري است كه بيشتر در حوزه‌ي فرهنگ و سياست به خصوص در ميان فرهيختگان و جوانان كشور مطرح است و آن حضور مجدد خاتمي در جامعه‌ي مدني است، به تعبير جوانان «آقاي رييس جمهور خداحافظ؛ خاتمي سلام» اين رويكرد بيشتر نگاه به آينده دارد. سويه‌ي دوم بازانديشي در كارنامه‌اي است كه آقاي خاتمي به عنوان متفكر و اصلاح‌طلب در حوزه‌ي اجرايي كشور اعم از سياست، فرهنگ و اقتصاد بر جاي گذاشته است. اين منظر به اين سبب مهم است كه نشان مي‌دهد بخش‌هاي مهمي از جامعه دوباره دارد به عملكرد خاتمي و دولت او مي‌نگرد؛ يعني صداي خاتمي بيش از گذشته شنيده مي‌شود. جامعه حساسيت نشان مي‌دهد كه دستاوردها و تجارب او را به عنوان سياستمدار و مديري متفاوت با ديگران دوباره ببيند. خانيكي ادامه مي‌دهد: فارغ از هر گونه بحث نظري پيرامون انديشه و عملكرد خاتمي و به دور از نگاه‌هاي نوستالژيك آنچه واضح است اين است كه قشرهاي مختلف جامعه به گونه‌هاي مشهودي نسبت به خاتمي ابراز محبت و از رفتن او اظهار تاسف مي‌كنند. * خاتمي معيار مديريت و سطح توقع از رييس جمهور را بالا برد خانيكي مي‌گويد: نوع نگرش، منش و رفتار خاتمي به عنوان يك دولتمرد در مجموع باعث شد كه هم معيارهاي مديريت عالي كشور و هم سطح توقع جامعه و جامعه‌ي بين‌المللي از رييس جمهوري اسلامي ايران بالا برود. اگر در جهان به دنبال روساي صاحب‌نظر و متفكر كشورها باشيم و حتي مطرح‌ترين و برجسته‌ترين آنان را برگزينيم بي‌ترديد در ميان اين افراد اندك، به نام خاتمي مي‌رسيم كه با بزرگي و برجستگي مي‌درخشد. مشاور فرهنگي رييس‌جمهور، به نمونه‌هايي در عرصه‌ي جهاني و ملي اشاره مي‌كند و مي‌گويد: در سفري كه چند سال پيش به چين داشتم و گفت‌وگوهاي رسمي و عمومي، اين برجستگي كاملا مشخص بود. در آن زمان «جيانگ‌زمين» رييس جمهور چين بود كه از رهبران برجسته‌ي معاصر اين كشور است. او طي مذاكرات رسمي و در گفت‌وگوهايش بر سر مسائل مهم جهاني چندين بار ايده‌هاي خاتمي را مستند نظرات خود قرار داد. كساني كه با زبان ديپلماسي آشنايند مي‌دانند كه استناد رييس يك دولت به سخنان رييس دولت ديگر به معناي پذيرش تفوق نظري ديگري است. نمونه‌ي ديگر اين برخوردها را در الجزاير، لبنان، هند، سنگال و در ميان رهبران سياسي صاحب انديشه و در ميان روشنفكران و انديشمندان برجسته‌ي جهاني به وضوح ديده‌ام كه چگونه انديشه‌ي خاتمي و نگاه او به مسائل مختلف را مرجع و مستند سخنان خود قرار مي‌دهند. اين صاحب‌نظر فرهنگي‌، با بيان اينكه گرچه خدمت كردن به مردم در ايران وقتي ميسر باشد، خود، كاري ارزنده است مي‌گويد: از ياد نبريم كه حضور خاتمي در عرصه‌ي قدرت سياسي چيزي را بر اعتبار مسووليت در كشور و در عرصه‌ي جهاني افزود. او ادامه مي‌دهد: خاتمي در اين سال‌ها فراتر از يك رييس دولت مطرح شد، در اجلاس فوق‌العاده‌ي يونسكو درباره‌ي گفت‌وگوي تمدن‌ها كه فروردين گذشته در پاريس برگزار شد، شاهد بوديم كه نگاه به خاتمي نگاه به رييس دولتي نبود كه بيش از چند ماه از مسووليتش مانده است. نگاه مسوولان سياسي و صاحب‌نظران علمي و فرهنگي جهان به او به عنوان يك نظريه‌پرداز و متفكر برجسته بود و اين به گونه‌اي بود كه حضور او در اين كنفرانس حتي از حضور در مجمع عمومي يونسكو در سال دوم مسووليتش پررنگ‌تر بود. * حتي مخالفان خاتمي هم از اينكه رييس‌جمهور كشورشان او بود، احساس خوشايندي داشتند دكتر خانيكي مي‌گويد: شاخص مهمي كه معرف ديدگاه مثبت جامعه‌ي ايراني نسبت به خاتمي است احساس خوشايندي است كه نخبگان ايراني در داخل و خارج در قبال او داشتند. ايرانيان نه تنها كسر شان خود نمي‌دانستند كه خاتمي رييس كشور است بلكه احساس مباهات نيز مي‌كردند. اين سخن را حتي مخالفان و منتقدان خاتمي بارها به زبان آورده‌اند. اين عامل مهمي است كه مي‌تواند در شرايط حساس ملي، بين‌المللي و منطقه‌اي و به خصوص در برابر مسائل سياسي كه درباره‌ي كشورمان وجود دارد ظرفيت‌هاي جديدي براي خروج از وضعيت‌هاي بحراني به وجود آورد؛ چنانكه در سال‌هاي اخير توانسته‌ايم به اعتبار شخصيت خاتمي از گذرگاه‌هاي تندي عبور كنيم. * نام خاتمي از نام‌هاي آشنا و جذاب ايران و جهان اسلام در دنياي كنوني است اين استاد دانشگاه مي‌گويد: نام خاتمي از جمله نام‌هاي آشنا، جذاب و معتبر ايراني و جهان اسلام در اين دوران شده است، هم در ميان متفكران، هم انديشمندان و هم در ميان سياستمداران و حتي عامه‌ي مردم. چند سال پيش سفري به مغرب داشتم، يكي از متفكران بنام مسلمان آن كشور نيمه شب به ديدن من آمد، بدون اينكه آشنايي با من داشته باشد، صرفا چون شنيده بود يك هيات ايراني به آنجا آمده آمد. همان روز مادرش درگذشته بود، اما به رغم آن او لازم ديده بود كه بيايد. گفت: فقط آمده‌ام بگويم كه آقاي خاتمي و انديشه‌اش توانسته است وضع ما را در اين منطقه تغيير دهد. ما از موضع اتهام خارج شده‌ايم چون اين انديشه امروز به ما كمك كرده است كه براي جمع ميان دين و دموكراسي در اين كشور به عنوان مسلمان حرف‌هاي تازه داشته باشيم. * پس از اين جامعه با خلا وجود خاتمي بيشتر مواجه خواهد بود خانيكي مي‌گويد: خلا شخصيت خاتمي در فضاي ملي و بين‌المللي يك مساله‌ي جدي است. در واقع اين مساله‌ فراتر از حد يك احساس عاطفي و يا سياسي است. مساله محدود به اين نيست كه بگوييم يك جريان سياسي از حوزه‌ي مديريت كشور رفته است و جريان ديگري بر سر كار آمده است. خلا وجود شخصيت برجسته‌ي خاتمي مساله‌اي است كه پس از اين هم درعرصه‌ي جهاني و هم در داخل كشور محسوس‌تر خواهد بود. اين فعال فرهنگي و سياسي، ادامه مي‌دهد: خاتمي موافقان، منتقدان و حتي مخالفاني داشت كه به رغم همه‌ي تفاوت‌ها در يك احساس مشترك بودند و‌ آن اين بود؛ رييس جمهوري داشتند كه مي‌توانستند به او ببالند. اين احساس مشترك ملي خود يك پديده‌ي مهم در تاريخ ما است كه در جوانان، نخبگان، زنان، مردان، اقوام و مذاهب مختلف به يك نسبت ديده مي‌شود. * گشاده‌رويي و تواضع و ساده‌زيستي خاتمي از سر باور و اعتقاد او بود نه عاقبت‌انديشي و تظاهر او با تاكيد بر اينكه خاتمي خصوصيات اخلاقي ويژه‌اي داشت كه در ميان اصحاب قدرت بي‌نظير بود، حتي مخالفان و منتقداني كه او را نقد مي‌كردند، اين واقعيت را انكار نمي‌كردند ، مي‌گويد: او گشاده‌رو، متواضع و بي‌تكلف است. خاتمي در ايران از جمله شايد گشاده‌روترين دولتمردان ايراني بود و اين براي جامعه‌اي كه به لحاظ تاريخي دچار شكاف اعتماد ميان ملت و دولت بوده است، بسيار مهم است. براي مردمي كه هميشه دولت را با چهره‌اي عبوس ديده بودند، چهره‌ي خندان رييس‌جمهور تاثير فراواني داشت. البته اين مهم اين است كه گشاده‌رويي و افتادگي و سادگي خاتمي از سر باور و اعتقاد او بود نه تظاهر و عاقبت‌انديشي، و اين‌ها از جمله ويژگي‌هاي بارزي بود كه مي‌توانست بسياري از موانع ساختاري در رابطه‌ي قدرت سياسي و جامعه را كاهش دهد و مرتفع كند. اهميت اين ويژگي‌ها وقتي بيشتر مي‌شود كه بروز و ظهور آنها فارغ از هرگونه ريا و ظاهربيني باشد. خاتمي هيچ رفتار مردمي را براي اينكه در زماني ديگر از آن بهره گيرد، انجام نداد. دوربين براي كارهاي مردمي او آماده نبود، واقعا ابا داشت كه خيلي اقدام‌هاي خوب او انعكاس اجتماعي بيابد. * هر كس در مقابل خاتمي احساس شخصيت مي‌كند و مي‌تواند نقد كند و نگران از عاقبت آن نباشد خانيكي مي‌گويد: يكي از ويژگي‌هاي برجسته‌ي خاتمي اين است كه هر كس در كنار اوست، رشد و احساس شخصيت مي‌كند. در برابر او هر كس مي‌تواند حرف بزند، نقد كند و نگران از عاقبت آن نباشد. وي به سخنراني 16 آذر سال گذشته در دانشگاه تهران اشاره مي‌كند و مي‌گويد: سخنراني خاتمي در دانشگاه و نوع برخوردش با دانشجويان، خود نوعي تمرين دموكراسي براي نشان دادن وجوه مثبت و منفي جامعه بود. دانشجوياني كه انتقاد و اعتراض به خاتمي داشتند بدون احساس ناامني و نگراني از برخورد، انتقاداتشان را حتي با تندترين حالت بيان مي‌كردند. ساعتي بعد از جلسه كه آقاي خاتمي را ديدم، گفتم كه جلسه‌ي سختي بود، خيلي خسته شديد؟ گفت: نه به نظر من جلسه‌ي خوبي بود، طبيعي است كه فاصله‌ي بين نظرها زياد باشد، اما مهم اين بود كه دانشجويان اعتراضات خود را بدون تكلف بيان كردند. وقتي دو سال با هم حرف نزده بوديم، طبيعي بود كه حرف‌ها خوب فهميده نشود. اين خصايص اخلاقي براي خاتمي مبناي اعتقادي نيز داشت. خاتمي اين كارها را انجام نمي‌داد تا از نام و نان آن، بعدها بهره‌ها گيرد. با آشنا و غريبه يك‌جور حرف مي‌زد و در عين و آشكار هم مثل هم. در همه‌ي نشست‌ها آنقدر بي‌حد و مرز مسائل را مي‌گفت كه بعضا مورد انتقاد دوستان بود، ستون‌هاي «شنيده مي‌شود» مطبوعات پر از نقل قول‌هاي اين قبيل جلسه‌ها بود. * خاتمي فرهنگ گفت‌وگو و راست‌گويي را در قدرت گشود خانيكي ادامه مي‌دهد: خاتمي با پنهان‌كاري و پنهان‌گويي در مناسبات سياسي و رسمي مقابله كرد. او نظرش را حتي در باب دوستان و همكارانش بي‌ملاحظه اظهار مي‌كرد و اين به رغم همه‌ي دشواري‌ها به روندي انجاميد كه ملاحظه و پنهان‌كاري روز به روز در آن كمتر شد و به ميزان زيادي فرهنگ نقد را زمينه‌سازي كرد. اين تصوير مثبت از خاتمي البته به معناي قديس‌شدن و غيرزميني بودن او نيست، چنانكه محصول تبليغات دوستان و طرفداران او هم نيست؛ اساسا خاتمي اطرافياني نداشت كه مدافعان بي‌قيد و شرط و سينه‌چاك او باشند. حتي نزديكان و اطرافيانش همانگونه كه از او تعريف مي‌كنند، منتقد او نيز هستند. آنچه موجب تعلق خاطر جامعه‌ي ما و حتي جامعه‌ي بين‌المللي به خاتمي شده است جرياني كاملا صادقانه و واقعي است كه برخاسته از خصوصيات فكري و رفتارهاي شخصي متفاوتي است كه خاتمي در حكومت‌گري باب كرده است. * هر سخن كز دل برآيد لاجرم بر دل نشيند خانيكي به تاثيرگذاري تدريجي اين روش صادقانه و رو در رو و غيركليشه‌اي خاتمي كه به منتقد و مخالف حتي گاه بيش از موافق، حرمت مي‌نهاد اشاره مي‌كند و مي‌گويد: امروز بسياري از حوزه‌هايي كه زماني در برابر خاتمي بودند، نگاهي متفاوت با گذشته دارند. ديدار چند روز اخير خاتمي با اهالي صدا و سيما از همين نوع است. نوع رابطه و تعاملي كه نويسندگان، گزارشگران، دست‌اندركاران و حتي مديران شبكه‌هاي راديويي و تلويزيوني با خاتمي داشتند نمي‌تواند تصنعي و در چارچوب مصلحت‌انديشي و صرفا يك بدرقه‌ي سياسي باشد. بلكه اين رابطه‌ي صميمانه بر اساس گفت‌وگوهاي از نزديك، تفاهم‌ها و تعامل‌ها و به وجود آمدن پيوندهاي جديد ايجاد شده است و چون از باورها و رفتارهاي خاتمي برخاسته، جاي خود را پيدا كرده است. هر سخن كز دل بر آيد لاجرم بر دل نشيند. چون در گفتار و رفتار خاتمي سياسي‌كاري و تصنع ديده نمي‌شود، همه آن‌را باور كرده‌اند. * رفتار جديدي در جامعه‌ي ما بين اصحاب قدرت و شهروندان به وجود آمد خانيكي به نوع تعامل خاتمي با خبرنگاران، جوانان و به طور كلي شهرونداني كه گاه منتقد او هم بوده‌اند اشاره مي‌كند و اساس آن را در دوسويگي، نقدپذيري، صراحت و صميمت مي‌داند و ادامه مي‌دهد: برخوردي كه در مجلس بين خاتمي و خانم علي‌نژاد يكي از خبرنگاران مطبوعات در خصوص خانم شيرين عبادي صورت گرفته بود، مصداقي از همين ويژگي است. خاتمي در يك مصاحبه‌ي كريدوري مطلبي را عنوان كرد كه با باورهاي خود او متفاوت بود. پس از آن هم اين سخن و هم آن خبرنگار، مورد قضاوت‌ها و نقدهاي مختلف قرار گرفتند. آنچه مهم است، رفتارهاي بعدي خاتمي با آن خبرنگار است. اين به گونه‌اي بود كه همان خبرنگار بارها از رفتارهاي محبت‌آميز خاتمي تعريف و تمجيد كرده است. در واقع خاتمي رفتار جديدي را در جامعه بين اصحاب قدرت با اصحاب انديشه و نظر و شهروندان شكل داد. * خاتمي توانست تابوي قدرت را در حوزه‌ي مسووليت خود بي‌ريا بشكند اين مشاور رييس‌جمهور ادامه مي‌دهد: خاتمي از موضعي اخلاقي به نقد قدرت سياسي پرداخت. اين از باورهاي ديني و سجاياي اخلاقي خاتمي برآمده، او به گونه‌اي با ديگران برخورد مي‌كرد كه طرف‌هاي مقابل كمتر احساس مي‌كردند در موضع پايين‌تر نسبت به او قرار دارند. با اين ويژگي اخلاقي او توانست تابوي قدرت‌مدار بودن را حداقل در حوزه‌ي مسووليت خود بشكند و آنچه انجام داد، ژست، تبليغات و نمايش نبود. حاصل اين رويكردها، رفتارها و خصوصيات را اگر به عنوان كارنامه‌ي او در نظر بگيريم به وضوح به اين نتيجه مي‌رسيم كه خاتمي معيار و حد و استاندارد رييس‌جمهوري و دولتمرد بودن را در كشور بالا برد؛ در واقع جامعه از بودن او در موضع مسووليت احساس احترام و شخصيت كرد و اين بزرگ‌ترين معيار قضاوت تاريخي درباره‌ي اوست. اينكه معتقدم خاتمي از اين پس در حافظه‌ي تاريخي مردم ايران با نيك‌نامي خواهد ماند، همين است. امروز رييس‌جمهور بعد از هشت سال دورانش را به پايان مي‌برد، اما به سادگي مي‌توان گفت كه او حتي به رغم نظرهاي مخالفش با شايستگي‌هاي مورد انتظار ملت ايران مطابق بود و ويژگي‌هاي فكري، سياسي و اخلاقي برجسته در سطح ملي و بين‌المللي داشت؛ قولي است كه جملگي برآنند. * خداحافظ رييس‌جمهور و سلام خاتمي وي با اين خصوصيات به منظر اولي برمي‌گردد كه در ابتدا به آن اشاره كرده بود؛ يعني " خداحافظ رييس جمهور و سلام خاتمي" . او مي‌گويد: آنچه ميان بسياري از جوانان و فرهيختگان كشور مطرح است رويكرد مهمي است. گويا خاتمي به جايگاه اصلي خود يعني جامعه‌ي مدني و جهان انديشه برمي‌گردد. مولانا تشبيه زيبايي در اين زمينه دارد و مي‌گويد كه گهواره براي كودك جايگاه خوبي است اما براي بزرگان مانند قفس است. براي اصحاب انديشه و فرهنگ نيز مسووليت‌هاي اجرايي و بودن در قدرت اگر چه لازم و مفيد است، اما گاه مانند همان گهواره براي بزرگان مي‌شود. به‌هرحال بازگشت مجدد خاتمي به دنياي انديشه و به متن جامعه پس از تجربه‌ي هشت سال سياست‌ورزي و دويدن با مانع براي كشور مي‌تواند مبارك باشد. * آيا گفتمان خاتمي برگشت‌ناپذير است؟ خانيكي در پاسخ اين سوال اظهار مي‌دارد: من هم اين نگراني را دارم كه گفتمان خاتمي و فرهنگ برآمده از آن، چنانكه بايد نهادينه نشود. نمي‌توان گفت كه هر روندي در مسير دموكراسي و توسعه بازگشت‌ناپذير است. البته امروز تغيير و تحول گفتمان‌هاي جامعه تحت عنوان "فرهنگي شدن سياست" مطرح است، اين تحول هم در عرصه‌ي ملي و هم در عرصه‌ي بين‌المللي به وضوح ديده مي‌شود. شاخص مهم پيشرفت اين گفتمان هم اين است كه بعضا از سوي مخالفان نيز به عنوان شعار سياسي و يا فرهنگي مطرح مي‌شود، ولي اين كافي نيست. موفقيت جامعه‌ي ما وقتي است كه شعارهاي اصلاح‌گرايانه به باور عملي مخالفان و منتقدان آن تبديل شود نه به شعارهاي موسمي و مقطعي. در بحث دموكراسي يكي از ساز و كارهاي موثر پيشرفت اين است كه نبايد انتظار داشت شعارها و برنامه‌هاي نو حتما توسط يك نفر يا حتي يك حزب و جريان سياسي خاص به پيش رود بلكه اگر بتواند توسط رقيب و مخالف خود اين شعارها را به پيش ببرد اين خود، پيروزي دموكراسي است. در عين حال او با اعتقاد به اينكه برخي فرآيندهاي تحول در جامعه‌ها مانند آزادي، نقدپذيري و دموكراسي الزاما برگشت‌ناپذير نيستند، مي‌گويد: مطالعات تاريخي نشان مي‌دهد اگر نهادهاي لازم براي تحقق خواسته‌هاي جامعه به وجود نيامده باشد و شعارهاي آزادي‌خواهانه به باور همگاني تبديل نشوند، نگراني برگشت‌پذيري گفتمان‌ها بيشتر خواهد بود. وقتي تغيير نگرش‌ها به تغيير رفتارها و ساختارهاي اجتماعي، فرهنگي و سياسي رسيده باشد، اين نگراني به حداقل مي‌رسد. خانيكي مي‌گويد: به رغم سير تاريخي طولاني، ما هنوز در مراحل اوليه‌ي از راه دشوار دموكراسي هستيم، هنوز نهادهاي مدني آسيب‌پذير هستند و قدرت سياسي و اقتصادي در جامعه هنوز عادلانه توزيع نشده است. شهروندان ضعيف‌تر از حكومت‌اند و نگرش‌هاي دموكراتيك و توسعه‌اي از منظر دين هنوز در برابر نگاه‌هاي متحجرانه و قيم‌مآبانه به دين مورد تهديد جدي است. به همين دليل است كه امروز بايد نگران غلبه ديدگاه‌هايي بود كه به آزادي، به مردم‌سالاري و به جمهوريت اعتقادي نداشته و ندارند، اما دارند به نام دين اين نظريات خود را تئوريزه مي‌كنند. امروز تبيين ديدگاه‌هايي مانند نگرش‌هاي امام كه موجب و محرك انقلاب بود و دفاع از انديشه‌هاي متفكران نوانديش مسلمان مثل مطهري، شريعتي، طالقاني و خاتمي كه از سازگاري بين معنويت و معيشت، دين و دموكراسي، توسعه و عدالت، حاكميت مردم و مسووليت فردي و ... سخن مي‌گفته و مي‌گويند ضرورتي است كه خطر تحجري را كه در راه است كمتر مي‌كند. به انديشه و روش خاتمي بايد با اين احساس خطر بيشتر اهميت داد و از آن دفاع كرد. گفت‌وگو از خبرنگار ايسنا : مريم آريايي